بابا صفرى

146

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

فصل سوم رسوم و سنن مردم اردبيل در احوال شخصيه كنون كه از آداب و سنن مردم سخن ميگوئيم بهتر است باحوال شخصى آنها نيز اشاره كنيم و خوانندگان خود را در اين مسير از رسوم و آداب مردم اين سامان قرار دهيم . در اين فصل نخست از تولد يك نوزاد سخن ميگوئيم و وقايع مهم زندگى او را تا دم مرگ دنبال ميكنيم و در مراحل مختلف حيات وى بسنن و آداب مربوط اشاره مينمائيم : آئين مربوط بتولد طفل : سابقا در اردبيل زايشگاه و بيمارستان نبود و زايمان‌ها در خانه‌ها صورت ميگرفت . قابله‌هاى تحصيلكرده ، مثل امروز وجود نداشت و بجاى آنها زنان سالخورده بنام « ماما » ، كه در عوض تحصيلات تجربياتى در كار خود داشتند ، در امر زايمان دخالت مينمودند . « 1 » رسم معمول آن بود كه چون درد مخاض شروع ميشد كسانى بسراغ ماما ميرفتند و او را به خانه ميآوردند . در اين ميان زنهاى ديگر وسايل لازم را فراهم ميكردند و خانه را براى ورود تازه مولود آماده ميساختند . وسايلى كه آن روز براى زايمان مورد نياز بود با وسايل كنونى تفاوت زيادى داشت . امروز يك بانوى باردار در حالى كه بطور طبيعى روى تختخواب ميخوابد وضع حمل مىكند ولى در گذشته اين كار بطور نشسته صورت ميگرفت . براى زايمان

--> ( 1 ) - امروزه نيز صدى نود زايمانها در خانه‌ها صورت ميگيرد و در صدى شصت آنها از ماماها استفاده مىشود .